*ضرورت ثبت و ضبط و حفظ زبان و لهجه های کهن در ایران زمین*
====================
*به قلم ؛ حمید رضا آقایی*
_______________
قسمت دوم
*نماند در این رزمگه زنده کس*
*تو را از هنرها زبان است و بس*
چنین است نامهای گیاهان و روئیدنی های محلی دشت و صحرا و گلها و سبزه ها، و نیز حیوانات وحشی و اهلی و در نهایت آنچه که مردم محلی و روستایی با آن مقصود خود را می فهمانند که برای شهر نشینان ، خصوصاً مرکز نشینان انجام آن کار مشکلی است.
زنده یاد استاد باستانی پاریزی (در مقدمهی کتاب ارزشمند فرهنگ و گویش کرمانی چاپ سال ۷۵ به قلم محمود صرافی مطالب گرانبهایی در این خصوص بیان نموده اند). که اینجانب از محتوای آن کتاب استفاده نموده ام. و قبلا ( دهه هشتاد)در روزنامه جام جم در این خصوص مقاله ای هم نوشته ام.
اگر اوضاع زندگی بشر به طور عادی و طبیعی همچون چند دههی اخیر ادامه داشت اشکال جدی و نگران کننده ای به وجود نمی آمد.
حقیقت این است که دنیا با امکانات فنی تازه ای که برای پخش و توزیع برنامه های گوناگون از شبکه های رسانه ای و روابط رسانه ای خصوصا رادیو ، تلویزیون ، ماهواره و اینترنت پدید آمده به تدریج خواسته یا ناخواسته به نابودی لغات و اصطلاحات محلی و بومی ، بالا تر از آن لهجه ها و نحوه ی ادای کلمات کمک خواهد کرد. تنها راه چاره این به نظر می رسد که هرچه زودتر از نحوه بیان و گفتگوی مردم بصورت نوار کاست و فیلم و یا شیوه های ثبت و ضبط ، اسنادی تهیه گردد و در مراکز پژوهشی و تحقیقاتی زبان شناسی نگهداری گردند و در فرصت های لازم مورد بررسی و تحقیق قرار گیرند. در این خصوص شایسته است دستگاه های مسئول برنامه ریزی نمایند و خود را به مناطق و روستاهای دور دست رسانیده و با بزرگان( پیر زنان و پیر مردان) خوش صحبت گفتگو نمایند و به طور طبیعی هر چه می شنوند ثبت و ضبط کنند و سپس آنها را در اختیار پژوهشگران قرار دهند که استفاده لازم از محاوره های طبیعی مردمان روستاها به عمل آید و آثار ثبت شده در بایگانی موزه ها باقی بمانند که اگر روزی مردم دنیا به یک زبان مشترک همسو شدند مدارکی باشد تا ثابت کند که روزگاری ، مردمانی در سرزمینی چنین ادای مقصود می کرده اند. به قول فردوسی بزرگ که در شاهنامه می فرمایند:
نماند در این رزمگه زنده کس
تو را از هنرها زبان است و بس
یکی از موارد ضبط این ارزش ها و ذخایر مادی همین است که پژوهشگرانی که علاقمند بر حفظ زبان و گویش های محلی هستند از میان خود جامعه و مردم گردهم آمده و هر چه از بزرگان و پدر و مادرها شنیده اند را روی کاغذ بیاورند و به صورت کتاب و مقاله منتشر کنند.
باستان شناسان سخنی با این مضمون دارند که گاهی تکه سفال شکسته ای می تواند دریچه ای به نا شناخته های بخشی از تاریخ یک مرز و بوم باشد ، این گفته را می توان به موارد فراوانی از آثار بازمانده از گذشته های دور و نزدیک تعمیم داد. با شناسایی و باز خوانی آنها پرده از رازهای ناگفته برداشت و با شناخت دقیق آنها گامهای آینده را قوی تر و آگاهانه تر برداشت. بخش مهمی از گذشته های جامعه ما را فرهنگ محاوره ای و کلامی تشکیل می دهد که در طول تاریخ شکل گیری منطقه فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است.این روند کلامی در منطقهی سیلاخور در مسیر شکل گیری خود گذشته جالب و پیچیده ای داشته و نقش اساسی در زندگی فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی و توسعه این دشت حاصلخیز و با صفا ایفا نموده است. نقشی که تاثیر آن در سرگذشت و سرنوشت طبقات مختلف جامعه از هر قوم و طایفه به وضوح قابل بررسی می باشد. پس از گذشت مدت زمانی طولانی از شکل گیری دشت سیلاخور از سویی و بوجود آمدن شهرستان هشتاد ساله *دورود* از سوی دیگر ، هنوز پژوهش و تحقیق مدرن و جامعی از تاریخچه گویش و واژگان این دیار و سیر تحول آن صورت نگرفته است.
گستردگی جغرافیایی از جهتی و پراکندگی اسناد و مدارک و بی میلی و بی توجهی پژوهشگران و علاقمندان از منظری دیگر باعث عدم دسترسی پژوهندگان احتمالی به برخی از اسناد و منابع مورد نیاز گردیده است.
این مشکل را در مراجعه محققان ، دانشجویان و سایر مشتاقان به ادارات و سازمانهای مربوط به طور کاملاً جدی احساس می نمایند. به گونه ای که محققان معمولاً با نبود یا کمبود اطلاعات لازم مواجه می شوند. از آنجا که هیچ بخشی مسئوولیت مستقیم در این مورد یعنی جمع آوری اطلاعات فرهنگی و تاریخی منطقه را نپذیرفته است. لذا اسناد و مدارک فراوانی در طول سالیان گذشته یا از بین رفته و یا بصورت پراکنده و غیر قابل دسترس در جاهای مختلف مانند: بایگانی ادارات و انبارهای خانه ها مشمول گرد و غبار فراموشی گشته اند و این در حالی است که گاهی از نظر یک پژوهشگر چه بسا قطعه عکسی ، دست نوشته ای ، نقل قولی ، صورتجلسه ای ، سندی یا کاغذ پاره ای گره گشای بخشی از تاریخچه فرهنگ منطقه و روشنگر هویت مردم یک دیار به شماره آید.


بدون دیدگاه