14

حمید رضا کاویانی چگنی

تنوردر دورود؛ تالابی که خشکانده شد

بخشي از زاگرس بزرگ و زيبا را طی می‌کنیم تا به قلب خسته و رنجور آن برسیم، یعنی لرستان دلشکسته از زخم‌هایی که بر تن طبیعتش دارد. به شرق لرستان می‌رویم به دشتی که در میان قلل اشترن‌کوه، گرین و سفید‌کوه احاطه شده است، دشتی که هزاران سال نشیمن‌گاه ما انسان‌ها بوده و امروز نیز این دشت نشیمن‌گاه چندین شهر در شرق لرستان است: اشترینان، بروجرد، دورود و ازنا.

صحبت از دشت باستانی سیلاخور است، یکی از حاصلخیز‌ترین دشت‌های زاگرس. دشتی باستاني که دو رودخانه‌ي بزرگ تیره و ماربره را به هم پیوند می‌دهد تا كيلومترها پايين‌تر، سزار و دز را تشکیل دهند‌.

در قلب این دشت و شمال شهر دورود تا ابتدای دهه هشتاد شاهد چشم‌نوازی یکی از زیباترین تالاب‌های ایران بودیم. تالابی که هزاران سال زیستگاه پرندگان بومی و مهاجر، آبزیان، کنار آبزیان و گونه‌های محتلف جانوری و گیاهی بوده است.

تالاب “تنوردر” دورود ابتدای دهه 80 مظلومانه ‌خشکانده شد، آن هم توسط کسانی که بعضاً مسئول بودند اما نامسئولي كردند. بیش از هزار هکتار وسعت این تالاب زیبا را با زه‌کشی و کانال‌های طولانی خشکاندند تا برخی افراد ناآگاه و طمع‌ورز به اسم اشتغال‌زایی و توسعه اقتصادی منطقه، تیشه به ریشه زمینی بزنند که طبیعت آن دیگر رمقی برایش باقی نمانده است.

تالاب تنوردر نه به واسطه کمبود آب و خشکسالی بلکه به وسیله‌ي برخی دستگاه‌های دولتی مثل جهاد کشاورزی و شیلات وقت، با سهل‌انگاری محیط زیست و منابع طبیعی، دو دهه پیش با هزاران متر زه‌کشي، کانال و … کاملا خشکانده شد.

نیمی از این تالاب را با حفاری‌های متعدد در ابعاد چند صد متری تبدیل به طرح مزارع پرورش ماهیان گرم‌آبی و بخشی دیگر را متصرفین تبدیل به زمین کشاورزی و … کردند.

چندی پیش وقتی برای تهیه گزارش به این منطقه عزیمت نمودیم با تعطیلی برخی مزارع پرورش ماهی، شاهد کشت چندین هکتار برنج، چغندر و هندوانه در بستر این تالاب بودیم! چغندرها گندیده و رها شده، هندوانه‌ها کیلویی کمتر از پنج هزار تومان، اکثر مزارع پرورش ماهی تعطیل و … یعنی اشتغال‌زایی براي حداقل نفر و توسعه اقتصادی در حد برگ چغندر!
دستگاه‌های مربوط و برخي افراد با‌نفوذ برای رسیدن به منافع شخصی با این تالاب چه کردند،بماند! ديد‌ن اين منظره اشک هر انسان خداجوی عاشق طبيعت را بخصوص اگر وضعيت قبل از دهه هشتاد را ديده باشد، در می‌آورد.

امید است روزي عاملین این فاجعه‌ي زیست‌محیطی در درگاه خداوند پاسخگو باشند .

بعد از پی‌گیری‌های متعدد و مذاکرات با کارشناسان، این گونه اعلام نمودند که در صورت خارج نمودن متصرفین و متخلفین و آزاد‌سازی اراضی و تخریب زه‌کش‌ها و کانال‌ها، احتمال حیات مجدد این تالاب خشکیده شده بسیار زیاد است و تا 50 درصد آن ظرف مدت کوتاهی قابل احیا می‌باشد.

دو سازمان محیط زیست و منابع طبیعی که در ابتدای دهه 80 که یک روز چشم‌شان را بر روی این‌ تخریب‌ها و فجایع زیست‌محیطی بستند تا امروز شاهد این اقدام فاجع بار باشیم در صورت همت دستگاه های زیربط، می‌توانند تا حدودی جبران بی‌تفاوتی‌های گذشته را نموده و به فرمایش مقام معظم رهبری مبني بر اين كه «حفاظت از محیط زیست یک وظیقه همگانی است» با استفاده از قوانین موجود لبیک گویند.

حال وقت آن رسیده در زمانی که سازمان محیط زیست بدون توجه به کنوانسیون رامسر (میثاق بین‌المللی حفاظت از تالاب‌ها) اجازه ویرانی این تالاب را می‌دادند امروز به دنبال جبران باشند تا دوباره شاهد میزبانی هزاران پرنده‌ي مهاجر و بومی در این تالاب خشکیده شده باشیم.

امروز فعالان محیط زیست و طبیعت دوستان، از دو دستگاه مرتبط با موضوع، خواستار پاسخ‌گویی روشن به افکار عمومی و بیان علت عدم پی‌گیری جدی در احیای این تالاب ارزشمند و زيبا هستيم.

 

 

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید