من رآی نمی دهم

6

✍احسان پارسا
🛑من رآی نمی دهم 🛑
این دیالوگ آشنا و تکراری ،  کلید واژه ی بسیاری  از شهروندان در تقابل با انتخابات پیشِ روست .
️موضوعی که پس از واکاوی و جَستار در لایه های جامعه
، ریشه در سَر خوردگی و نا امیدی مردم از منتخبین و مسافران بهارستان دارد .
️اعتراضی خاموش که به واسطه ی بسیاری از کژ خُلقی ها ،
بد عهدی ها ، عدم تحقق وعده ها ، عزل و نصب های اغلب گزینشی ، طایفه ای و حزبی و حتی در برخی موارد رانت و فساد های اقتصادی در بطن تفکر و باور جامعه ریشه دوانده .
اما آیا با گوشه ی عُزلت نشستن و قهر و انفعال همه چیز حل خواهد شد ؟
آیا تصمیمات و مصوبات همان کسی که بر کرسی مجلس جلوس میکند نمی تواند سرنوشت یک عمر من و تو را دچار دگرگونی و استحاله نماید ؟
مصداق این مدعا قانون افزایش سن بازنشستگی و دهها مصوبه و قانون دیگر است  که همه و همه در سرنوشت  من و تو دخیل و سهیم بوده و هست   .
آری
چه بخواهیم ، چه نخواهیم ، چه رآی بدهیم  ، چه رآی ندهیم
یک نفر بعنوان سخنگوی دردها و آلام من و تو به بهارستان خواهد رفت  ، یک نفر در قامت نماینده و هیبت سفیر این دیار انتخاب خواهد شد .
پس چه نیک اندیش و هوشمندانه که بکوشیم در این انتخاب شریک و سهیم باشیم و چهار سال و شاید یک عمر دست بر پشت دست نکوبیم و فریاد چه کنم ، چه کنم سر ندهیم .
بخشی از ویرانی امروز این دیار برآیند انفعال و حاشیه گزینی شهروندانیست که به جای حضور فعال ، مطالبه گری و
نقش آفرینی صرفآ   غُر   می زنند و گلایه میکنند ولاغیر .
کمی برای خود و سرنوشت این دیار همت کنیم و بکوشیم
ایران عزیزتر از جانمان  را نمی توان یافت  ، باید ساخت .
امروز بکوشیم و دقت کنیم تا فردا    آه  نِسیان و چوب حِرمان بر سر نکوبیم .

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید