محرم_و_دلتنگیهای_محرم_گل_زرد_قدیم

3

 

✍ جعفر ساکی

#محرم_و_دلتنگیهای_محرم_گل_زرد_قدیم
#محرم_های_بدون_بزرگان_و_ریش_سفیدان_هئیت_ 🖤🌻🖤🌻🖤🌻🖤🌻
#خاطرات_گل_زردیها
✍️در زمانهای دور  بیشتر  سعی میکردیم تا تقویمهای جیبی کوچک خود را خوب با دقت جستجو کنیم و دو نام  تاسوعا و عاشورا را با خط قرمز در میان همه روزهای سال  پیدا نماییم .و تاریخ  فرا رسیدن ان روز را به خاطر خود بسپاریم…زیرا به نوعی تاسوعا و عاشورا و جمع شدن هم محلیها در ان چند روزه ایام عزاداری برایمان دنیایی از خاطراتی بود که هنوز که هنوز است در ذهنمان چنان تداعی میشود که گاهی از ایام دعا میکنیم ای کاش یکبار دیگر فرصتی به ما دست بدهد تا ان روزهای ایام تاسوعا و عاشورا را با آن حس و حال و آن انسانهای خوب و آن دوستان بی الایشی که داشتیم تجربه کنیم …. با امدن دهه اول محرم شور حال دیگری فضای محله مان را پر میکرد ….ان زمانها خبری از زدن داربستهای فلزی به گونه ای’که این سالهای’اخیر مد شده است نبود بلکه هر محله ای با زدن چند قطعه چوب بلند به عنوان چهارچوب و ریختن چند کیسه گچ برای مهار کردن انها وکشیدن پارچه های سیاه بدور ان اقدام به زدن تکیه گاه یا   همان خیمه میکردند و نیز با  بر پا کردن 🌻👈پایان قسمت اول خاطره

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید